این شعر توسط داود جعفری سروده شده و به خانواده داغدارشاهین تقدیم میگردد

ابیات زبان حال پدر و مادر شاهین است

اگر ابتدای مصرع ها را کنار هم بگذارید نام شاهین خدرزاده را خواهید یافت. 

 

شاهد سوگ تو اين اندوه بيحد و كمان قامت است

 

اشك خشكيده به چشمان براهم ، در سكوت ماتم است

 

هر زمان فرياد طفلانت فضاي خانه ام پر مي كند

 

ياد اندوه نهانت در دلم غوغاي محشر مي كند

 

نامدي بر ديده ام ، خون كرده ماوا جاي تو، در حيرتم

 

خو مگر بنموده اي جانا به اين آه و فغان و حسرتم

 

درد خود را با كه گويم ؟ حاجتي بر گفته نيست

 

ريزش همواره اشكم گواه سوز و آه و ماتمم

 

زد خزان بر گلشن عمر و جوان نورسم از من ربود

 

آنكه ما را مونس جان بود و مهمان ، بار رجعت بسته بود

 

دست ما را گير ز ياري اي كريم ماندگار

 

هرچه را دادي نماند جز تو اي پروردگار